عشق در دانشجو های نخبه

نخبه ,رابطه ,عاشقانه ,مخالف ,صحبت ,دانشجویان ,دانشجویان نخبه ,صدای بلند

دانشجویان نخبه همیشه سرشان در کتاب و درس بوده و طبیعی است که مهارت های ارتباطی کمتری نسبت به هم سن و سال هایشان دارند. بسیاری از آن ها در برخورد با جنس مخالف کم رو و خجالتی هستند. ما در برابر این تازه دانشجویان نخبه مسوولیت داریم. یک مشکل عاطفی ساده می تواند تمام استعداد ها و توانایی های تحصیلی آن ها را حیف و میل کند و به افت شدید تحصیلی در آن ها منجر شود. دانشجویان نخبه مانند گل هایی در جامعه هستند که نیاز به مراقبت های ویژه دارند. یکی از نیازهایی که این گروه دارند مشاوره های تخصصی درباره مهارت های ارتباطی با جنس مخالف است. من مدتی در مرکز مشاوره دانشگاه کار می کردم و  دانشجوهای نخبه زیادی را می دیدم. می توانم بگویم شایع ترین مشکل آن ها کم رویی و بی مهارتی در نزدیک شدن به جنس مخالف و پیشنهاد های عاشقانه بود. یکی از آن ها می گفت: "موقعی که بخواهم با یکی از دخترهای هم کلاسیم صحبت کنم صورتم سرخ می شود و قلبم شروع به تپش کردن می کند. از این وضعیتم خجالت می کشم و به همین دلیل نمی توانم باب هیچ صحبتی را باز کنم." یکی دیگر از مراجعانم دختری است که رتبه کنکورش دورقمی است و از دانشجویان نخبه است. او در رابطه با دخترها خیلی راحت است و بین دوستانش طرفداران زیادی دارد. اما فکر می کند بلد نیست با همکلاسی های پسرش رابطه برقرار کند و معتقد است که همه پسرها از او فراری هستند. خودش فکر می کرد به خاطر صدای بلندش است. می گفت: "من همیشه بلند صحبت می کنم و پسر ها از صدای بلند خوششان نمی آید." از او خواستم در باره تفاوت شیوه برخوردش با همکلاسی های دختر و پسر بیشتر توضیح بدهد. ببیند چرا با دخترها برخورد اجتماعی خوب و راحتی دارد ولی با پسر ها معذب است. گفت: " وقتی با دوستان دخترم صحبت می کنم خودم هستم. اما وقتی با پسرها حرف می زنم می خواهم در بهترین حالتی که می توانم با آن ها وارد صحبت بشوم. اما همیشه لحن بالای صدایم آن ها را فراری می دهد." الگوی او در زندگی خواهر بزرگش بود که او هم دانشجوی نخبه بوده و چند سال پیش در سن کم ازدواج کرده است. مراجع من که عاشق یکی از هم کلاسی هایش شده بود می خواست مانند خواهرش رابطه را زودتر جدی کند و با او ازدواج کند. شکایتش از این بود که نمی تواند به او نشان بدهد که دوستش دارد. از طرفی می گفت: "من به عنوان یک دخترنمی توانم مستقیم از او خواستگاری کنم!"  از او خواستم تلاش کند در اعماق ذهنش پسر ها و دختر ها را به یک صورت نگاه کند. سعی کند در هر شرایطی، صرف نظر از این که مخاطبش دختر یا پسر باشد، خودش باشد. آن چیزی که پسرها را از او فراری می داده، صدای بلند او نبوده است. تلاش برای بهترین بودن، احساس منفی در جنس مخالف ایجاد می کند. وقتی تلاش می کنیم بهترین چهره و بهترین رفتارمان را به کسی نشان دهیم از خود واقعی مان دور می شویم . رفتارمان رنگ و بوی تصنعی می گیرد و هیچ چیز به اندازه رفتار تصنعی دافعه ندارد. یکی از مهمترین معیارهای جذابیت این است که خودمان باشیم و رفتارمان ساده و بدون هرگونه نمایش باشد. شاید رفتارهای نمایشی برای آن هایی که دنبال رابطه گذرا هستند جذاب باشد اما برای آن هایی که دنبال یک رابطه جدی هستند بهترین ویژگی، رفتار های واقعی و غیر نمایشی است. از او خواستم در بیان احساس هایش با آن پسر همکلاسی صادق باشد. با کمال ناباوری از من پرسید: "یعنی به او بگویم عاشقش هستم؟" به او گفتم: " نه! لازم نیست این قدر تند بروی. کافی است فقط به او بگویی از صحبت کردن با تو حس خوبی دارم و می خواهم غیر از موارد درسی نظرت را راجع به چیزهای دیگر بدانم." در این جا دیدم که ترس و نگرانی در چشم هایش موج می زند. گفت: "اگر او قبول نکند چه کار کنم؟" برایش توضیح دادم که پیشنهاد عاشقانه در هر شرایطی نوعی "خطر کردن" است. این یک واقعیت است که در عشق هیچ تضمینی نیست. باید این واقعیت را بپذیری و خودت را برای "خطر کردن" آماده کنی. یکی از مهارت هایی که هر جوانی باید بیاموزد، جسارتمندی در نزدیک شدن به جنس مخالف است. اگر بخواهیم به معنای واقعی "نخبه پروری" کنیم و شاهد حیف و میل شدن استعداد های جامعه به دلیل مشکلات ارتباطی نباشیم، لازم است احساس های عاشقانه ای که به صورت طبیعی در جوان ها ایجاد می شود را انکار نکنیم. شکل گیری احساس عاشقانه اتفاق مبارکی است که نشان از پختگی و استقلال جوان ها دارد. وظیفه ماست که به آن ها کمک کنیم به پخته ترین شکل با این احساس ها برخورد کنند و آن ها را برای پذیرفتن واقعیت های رابطه عاشقانه آماده کنیم. 

ادامه مطلب عشق در دانشجو های نخبه ا